تبليغاتX
نوشتن و دیگر هیچ... - به همین سادگی
واقعاً ساده است. خیلی ساده تر از اون چیزی که فکرشو می کنی. داری فوتبال بازی می کنی. خیلی بی دلیل و کاملاً اتفاقی و از سر اینکه بازی اشکنک داره، می افتی. طوری وایسادی و باد به سمتی می وزه و سنگ فرش جلوی دانشکده جوری طراحی شده و استخون بندی بدنت جوری شکل گرفته که قوانین فیزیکی این نتیجه رو در بر داشته باشه که باید به پشت بیفتی. خوب از اونجا که دنیا کشکی کشکی نیست و قوانین بیخودکی به هم نمی ریزن تو که به پشت می افتی کله ات می خوره به زمین و خیلی خیلی ساده بی هوش میشی. بعد هم می برنت بیمارستان و دکترا اعلام می کنن ... هیچی! ما رو چه به اعلام دکترها! شب ساعت ۲۲:۴۵ رفیقات برات الرحمن می خونن.

ببین! همین قدر ساده است. مردن!

+ نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 13:50 توسط یاسر |