تبليغاتX
نوشتن و دیگر هیچ...

به نام خدا

گاه نوشتن آنچنان بر انسان دشوار است که می ماند چه کند. بنویسد یا اینکه برای خویشتن نگه دارد.و گاه آن چنان آنچه می خواهی بنویسی غیر زبانی است که قابل نوشتن نیست. در هر دو این حالات غمی عجیب وجود انسان را می آزارد . و انسان می ماند که چه کند در برابر این غم. و این چنین است که بعض غم ها را نمی توان بازگو کرد. چرا که از این جنس نیستند. غمی را می توان باز گو کرد که بتوان آنرا در قالب جملات ریخت و اگر این چنین نتوان کرد؛ آن غم می ماند و شما. دیگر نمی توان کسی را در آن شریک کرد. . . بگذریم.

این روزها بحثی را داریم با عده ای از دوستان بر روی بعضی آثار آقای ملکیان. اخیرترین مقاله ای را که بحث کردیم " درد از کجا؟ رنج از کجا؟ " بود. می خواهم اینجا کمی راجع به این موضوع بنویسم.

 پس از خواندن این مقاله و بحثی که بچه ها بر روی آن کردند سوالاتی برای من مطرح شد. آیا آنچه ما به دنبال آنیم این است که درد و رنجی که بشر می برد را کم کنیم؟ اگر چنین باشد آیا این امر امکان پذیر است که تمام درد های بشر را از بین ببریم؟ یا اینکه فقط می توان یک سری درد ها را کاهش داد؟ آیا به دنبال رنج کشیدن انسان هدفی بالاتر ننهفته است؟ اگر چنین است آن هدف چیست؟ آیا درد ها از قانون علت و معلول پیروی می کنند؟ اگر چنین است آیا می توان علت العللی برای آنها یافت؟ (البته آنچه در این مقاله آورده شده هشت مورد از مشهورترین گروه هایی است که برای رنج ها علت العلل قائلند.)

به عنوان یک مسلمان نیز سوالاتی برای من مطرح است.(راستش چون نوشتن این بحث از اینجا  قطع شده است بنابراین  هر آنچه می خواستم بنویسم را فراموش کرده ام.)

 

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 9:55 توسط یاسر |

این روز ها من به خیلی چیزها فکر میکنم. داستان از اونجا شروع شد که مطلبی را از راسل خواندم با این مضمون که اگر می خواهی فیلسوف شوی باید به تمام آن گزاره هایی که در زندگی ات مطرح است و نسبت به آنها یک نظری داری یک بار دیگر نگاه کنی و این بار سعی کنی دلایل پذیرش آن موضوع را برای خود عنوان کنی و اگر توانستی چنین کنی آن موضوع را بپذیری.
چنین کاری ممکن است در بادی امر بسیار ساده به نظر آید اما آن چه اتفاق افتاد به من ثابت کرد که داستان به این سادگی ها هم نیست.ما خیلی مسایل را بدیهی فرض کرده ایم در صورتی که این طور نیست.مسایلی چون درد ، رنج ، ایمان و... را چگونه تعریف می کنیم و چه درکی از آنها داریم ؟ در صورتی که وقتی قرار بر دلیل آوردن انجام کار هایمان می شود.از این مفاهیم به راحتی استفاده می کنیم.
در کل به نظر من باید یک نگاه دوباره به زندگی کرد حداقل اگر به دنبال یافتن حقیقتیم.(گرچه خود این واژه حقیقت هم چندان قابل تعریف و درک نیست.)
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 23:26 توسط یاسر |